فرياد در تنهايي

خرید بک لینک
گیلاس سرخ خانه یادت که هست، یا نه؟ من شمع و تو پروانه یادت که هست،یانه؟ هرم نگاه گرمت، شرم نشسته در من آن شور و آن ترانه یادت که هست، یا نه؟ قلبی که، وای قلبم! هی زیروهی زبرشد موجی که زدبه سینه یادت که هست،یانه؟ شوق گل و رسیدن، اوج شکفتن تن اشکی که شد روانه یادت که هست،یانه؟ " سعی صفا و مروه در بین آتش و باد " آن زایش و جوانه یادت که هست، یا نه؟ آغاز رسم بودن، آغاز با تو بودن در غربت زمانه یادت که هست، یا نه؟ بنیاد شد همانروز بنیاد عشق و مستی مستانه و مستانه یادت که هست،یانه؟ فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: یادت که هست کنج حرم,یادت هست که به من میدادی,اصلا یادت هست که نیستم,یادت هست که نیستم,یادت هست که تو را میکردم,کوچه ای که یادت هست, نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 7:46

در خورشيد، درصبح و در تو رازي هست

تو در انتهاي روز، درآينه، در روشني نشسته اي

ابديت در تو پيداست

تو باغ را به ميهماني من آورده اي

وكبوترها را به آسمان

ماه در گوشه چشم تو است

باد بر گيسوان تو جاريست

و از بركه آب مي نوشي

من در تو زنده مي شوم،

در تو پرواز مي كنم

و در تو مي خندم

تو بهانه اي براي بودني

مثل صبحي،كه شعر هايم از تو مي جوشند

سينه ام با تو از عشق پر مي شود

من در تو به جاودانگي رسيده ام

فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: جاودانگی,جاودانگی میلان کوندرا,جاودانگی انسان,جاودانگی قرآن,جاودانگی کوندرا,جاودانگی عشق,جاودانگی,کوچ,جاودانگی روح,جاودانگی در جهنم,جاودانگی دین اسلام, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:54

همچو مهتابْ قشنگي

همچو خورشيدْ بزرگ

مثلِ باغ از علف و سبزه پُري

چشمه در عمقِ نگاهت پيداست

نرم و نازك،

گرم و تشنه،

سبز و آبي،

تو پر از عاطفه و ريحاني

فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: مثل ندارد باغ امیدش,مثل باغی سبز,مثل من باغچه خانه هم, نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:54

بره کوچک ها زار و زار ، صدا می کردند وار و وار . چوپان گله بی گدار ، صدا می زد ، بلند بلند، هوار، هوار . مادر از جاش زود می پرید ، دنبال گله می دوید . دنبال اون می دویدم ، توی هوای می پریدم ، پابرهنه ، لخت و پتی ، می خندیدم می خندیدم . آخ که چقد رها بودم ، انگاری تو هوا بودم ، تو دامن خدا بودم . دنبال میش خالخالی ، از پشت سر از رو برو ، بدو بدو ، بدو بدو . دستام توی گردن میش ، کشون کشون ، تلو تلو . مادر قشنگ شیر می دوشید ، روشو با دستمال می پوشید . یک عالمه کف سفید ، مثل بلور رو شیر تو دیگ ، که کیف می کرد آدم می دید . دستامو تو دیگ می زدم ، مشتا پر از بلور کف ، فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: بره های ناقلا,بره ها,بره هاي ناقلا,بره های این حوالی,بره های زیبا,بره های این حوالی گرگها,بره های ناقولا,بره های بیسکوییتی,بره های خوشکل,بره هایت میدوند, نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:54

تو خيالم خونه اي ساخته ام مثل يه قصر تو حياطش سايبونيست پر از آينه و ابر باغچه ش از عشق پره توي ايوون بلندش يه عالم ستاره هست، يه بغل سبزه و نور جاي لبخند تو خاليست فقط كي قدم هاتو ميذاري توي اين خونه ي من؟ بگو احساس تو كي ميخوره پيوند به انديشه ي من؟ فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:17

مي خواهم ازعشق شهري بنامت بنا كنم بگو تو را با كدام واژه صدا كنم؟ از تو پر شده است تمام جان و تنم تو عشق مني، بايد به عشق اقتدا كنم اگركه وصل تو آسان مي شود به مردنم بگو كه هزار بار طلب از خدا كنم بهايي ندارد، جان بريزم به پاي دوست عهد بسته ام كه به عهد خود وفا كنم دوستان منعم كنند از ارتكاب اين گناه براي وصل تو چه باك اگر خطا كنم گذر كني اگر از بام خيال من شبي ديوانه ام مگر كه به حرف انبيا كنم! دانم اگر ملال تو را نمي شوم سبب مجلس رقص و غنا و چغانه به پا كنم چه فرق مي كند براي من كه عاشقم معتبر شوم يا كه آبرويم فدا كنم؟ هرچه دهندم زخوب دوعالم به رايگان مح فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:17

خورشید رنگ پریده در پرتگاه کوه های هزار مسجد آویزان بود. سایه ها دراز شده بودند و غروب روی سر کوچه چتر انداخته بود. باد سوز داری از انتهای کوچه می آمد. برگ های پاییزی سرگردان، بهم تنه می زدند و می گریختد. رویایی تلخ به مهمانی سرش آمده بود و عنکبوت وار در تمام جمجمه اش تار می زد. تنش کرخت بود و سردی گنگ و وهم آوری زیر پوستش حس می کرد. چشم هایش دوخته شده بود به ابرهای خاکستری دور و خاطره اش لبریز شده بود از انجماد کلام. لحظه ای چشم هایش را از ابرها گرفت، کوچه مثل یک بغض به گلویش چسپید و خرناسه در حنجره اش پیچید. به سختی از انحنای کوچه خودش را جلو کشید و به فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 1 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:17

روز، کمی از غروب عبور کرده بود. نسیم از انتهای کوچه می آمد و برگ های نورسته بر شاخه ی ترد درخت های کاج با نوازش نسیم می رقصیدند. مثل پرنده ها بودم و در احساسی پروازگونه روی بام خانه ها می دویدم. صورتم آبی شده بود و خنکی ملایمی زیر پوستم حس می کردم. هوا چنان بود که می شد به رطوبت آن دست زد. چشمم دوخته شده بود به ابرهای مخملی بالای سرم که برای باریدن منتظر یک لبخند بودند. گاهی ماه از پارگی ابرها تا سطح کوچه پایین می آمد، صورت شب می درخشید. کوچه مهتابی می شد و من مثل آینه از چشم های آهوانه ی آن پر می شدم. ماه خیس باران و رطوبتی بود که روی تن آسمان ریخته بود. فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: چقدر عبور ثانیه ها سخت میشه, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:17

من کجا بگرفته ام نازک گلم را سرسری؟ ای کبوتر گونه ماه خوشگلم، پا مرمری! دل بدادم با تمام روح و جان و پیکرم چونکه از گلبرگ گل تازه تر و نازکتری تو نسیم دلکش صبح امید آذری ای مراد من! عروس فصل گل های تری هرچه دارم می دهم در پیش پایت بی ریا جان فدایت میکنم ای آنکه از ماه ماهتری من اسیر ناز و گرمای نگاهت گشته ام ای که با چشمان مستت از همه دل میبری شاعرم "خوش میزنم از عشق و از مستی رقم" "اما به چشمانت قسم"صد بار از من بهتری هرچه گویم از تو کم گفتم که لیلای منی بس کنم تا بشنوی سوز و گدازم ای پری! ای پری جانم! پری جانم! پری جانم، پری تو مرا با خود خدایا! تا کجاها می بری؟ فرياد در تنهايي...

ما را در سایت فرياد در تنهايي دنبال می‌کنید

برچسب: ای پری کجایی,ای پری چهره مژگان سیاه,ای پری,ای پریچهره سینا سرلک,ای پری بیا,ای پریچهره,ای پریشان طره,آی پری باخ,ای پری وار درقالب آدمی,ای پریچهره چرا نهان شدی, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:17

صفحه بندی